تحولات منطقه

۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۰
کد مطلب: ۱۱۵۶۲۲۹

سوره فلق، «رب‌الفلق» را پروردگار نوری می‌شناساند که از دل تاریکی‌ها برمی‌خیزد و ظلمت را می‌شکافد. این سنت الهی، از طلوع سپیده تا ظهور امام زمان(عج)، جلوه‌گر است و نویدبخش غلبه نور بر تمامی شرور است.

رَبُّ الْفَلَق؛ پروردگار نوری که تاریکی‌ها را می‌شکافد
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

‏خداوند متعال در آغاز این سوره، به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمان می‌دهد: ﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ﴾. درنگ در این تعبیر، افق تازه‌ای از معارف قرآن را می‌گشاید. خداوند نفرمود: «بگو: به پروردگار نور پناه می‌برم»، و نفرمود: «به پروردگار صبح پناه می‌برم»، بلکه فرمود: «به پروردگار فلق پناه می‌برم.»

رَبُّ الْفَلَق؛ پروردگار نوری که تاریکی‌ها را می‌شکافد

راز این تعبیر آن است که مقصود، صرفِ وجود نور نیست؛ بلکه نوری است که از دل تاریکی متولد می‌شود، پس از شکافته شدن ظهور می‌کند و ناگهان سراسر صحنه را دگرگون می‌سازد.

فلق، همان شکافتنی است که نور از آن زاده می‌شود.

از همین رو، فلق یک سنت فراگیر الهی در سراسر عالم هستی است؛ در نظام آفرینش، در بعثت پیامبران، در حرکت تاریخ و در خط ولایت. هر نوری که پس از تاریکی طلوع کند، هر حقی که پس از پنهان ماندن آشکار گردد، و هر هدایتی که پس از ناامیدی سر برآورد، جلوه‌ای از ربّ الفلق است. طلوع سپیده، فلق است. شکافته شدن دانه و هسته و بیرون آمدن حیات از درون آنها، فلق است. شکافته شدن دریا برای حضرت موسی علیه السلام، فلق است. شکافته شدن ماه، آیتی از آیات الهی است.

کربلا نیز از بزرگ‌ترین جلوه‌های فلق است؛ زیرا نور امام حسین علیه السلام پیش از آن حادثه، با این گستردگی در سراسر جهان جلوه نکرده بود، بلکه پس از آن فلق عظیمی که در روز عاشورا رخ داد و تاریکی‌های امت با خون پاک آن حضرت شکافته شد، نور حسینی در تاریخ و دل‌های انسان‌ها انتشار یافت. همچنین ظهور مبارک امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، بزرگ‌ترین فلق در پایان تاریخ است؛ زیرا نور عدالت الهی زمانی طلوع می‌کند که تاریکی ظلم و فساد به اوج خود رسیده باشد. ازاین‌رو، عنوان «ربّ الفلق» عنوان پروردگار نوری است که تاریکی را درهم می‌شکند؛ نه نوری که به‌تدریج ظاهر شود، بلکه نوری که ناگهان جهان را شگفت‌زده می‌کند، موازنه‌های قدرت را دگرگون می‌سازد و سلطه ظلمت را در یک لحظه فرو می‌ریزد. از همین‌جا روشن می‌شود که چرا خداوند، پس از این آیه، بی‌درنگ می‌فرماید:

﴿مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ۝ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ۝ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ۝ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾

تکرار حرف «واو» در این آیات، بیانگر آن است که هر یک از این شرور، عنوانی مستقل است؛ اما همه آنها به یک حقیقت بازمی‌گردند و آن، پناه بردن به ربّ الفلق است؛ زیرا تنها اوست که می‌تواند همه این تاریکی‌ها را با آن نور الهی از میان بردارد. پناه بردن از شرّ آنچه آفریده شده است؛ یعنی همه جلوه‌های شرّی که از مخلوقات، هنگام فاصله گرفتن از فرمان الهی پدید می‌آید. سپس پناه بردن از شرّ تاریکی، آن‌گاه که فراگیر شود؛ یعنی زمانی که ظلمت در دل‌ها و اندیشه‌ها نفوذ کند، حق و باطل درهم آمیخته شود، باطل، حق جلوه کند و حق، به نام دین مورد ستیز قرار گیرد. پس از آن، پناه بردن از شرّ نفاثات در گره‌ها؛ یعنی هر قدرتی که درصدد گسستن پیمان‌ها، عهدها و پیوندهایی باشد که خداوند آنها را استوار ساخته است. و از روشن‌ترین مصادیق آن، بر پایه این برداشت تفسیری، دمیدن در گره ولایت و پیمان غدیر است تا رشته‌ای که خداوند به حفظ آن فرمان داده، از هم گسسته شود. سپس نوبت به شرّ حسود، آنگاه که حسد ورزد می‌رسد؛ زیرا حسد، اعتراض به فضل الهی و ناخشنودی از عطای خداوند است و تلاشی برای خاموش ساختن نوری است که خداوند برای بندگان برگزیده خویش قرار داده است. از همین رو، این معنا با آیه شریفه: ﴿أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ﴾ هماهنگی دارد؛ یعنی حسد نسبت به فضل، ولایت و هدایتی که خداوند به برگزیدگان خود عطا فرموده است.

رَبُّ الْفَلَق؛ پروردگار نوری که تاریکی‌ها را می‌شکافد

بر این اساس، سوره مبارکه فلق، مجموعه‌ای کاملاً هماهنگ و به‌هم‌پیوسته است؛ فلق، اصل است و آنچه پس از آن آمده، بیانگر شروری است که این نور الهی آنها را از میان برمی‌دارد. پس ربّ الفلق، پروردگار نوری است که تاریکی‌ها را می‌شکافد. ربّ الفلق، پروردگار هدایتی است که گمراهی را نابود می‌کند. ربّ الفلق، پروردگار ولایتی است که حقیقت را آشکار می‌سازد. ربّ الفلق، پروردگار سپیده‌ای است که دیگر مجالی برای فرمانروایی شب باقی نمی‌گذارد. هرچه تاریکی‌ها شدیدتر شود، دل مؤمن بیش از پیش به ربّ الفلق آرام می‌گیرد؛ زیرا یقین دارد که هرگاه خداوند اذن دهد، نور الهی ظهور خواهد کرد و هیچ قدرتی توان خاموش کردن آن را نخواهد داشت؛ همان‌گونه که فرمود: ﴿یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ﴾

ازاین‌رو، سوره فلق، سوره امید، سوره یقین و سوره نوری است که از دل شکافتن تاریکی‌ها طلوع می‌کند؛ تا همه ظلمت‌های شرّ از میان برود و این نور، در قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه به کامل‌ترین مرتبه ظهور خود برسد. با توجه به آنچه درباره سوره مبارکه فلق بیان شد، اکنون معنای سخن ژرف حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه روشن‌تر می‌شود؛ آنجا که فرمودند: «انقلاب ما، انفجار نور بود.»

این تعبیر تنها یک شعار یا بیان ادبی نیست، بلکه حقیقتی برگرفته از منطق قرآن است.

«انفجار نور» همان فلق است؛ یعنی نوری که ناگهان از دل تاریکی سر برمی‌آورد، پرده‌های ظلمت را می‌شکافد و صحنه را دگرگون می‌سازد. بر اساس این نگاه، انقلاب اسلامی نیز مصداقی از فلق الهی بود؛ نوری که با ظهور خود، مسیر زدودن شرور را آغاز کرد. از ﴿مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ﴾؛ یعنی شرّ طاغوت‌ها و نظام‌های ستمگر، تا ﴿وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ﴾؛ یعنی تاریکی‌هایی که بر دل‌ها و اندیشه‌ها سایه افکنده بود، تا ﴿وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ﴾؛ یعنی جریان‌هایی که در پی گسستن پیوندهای الهی و دینی بودند، و سرانجام ﴿وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾؛ یعنی حسادت‌ها و دشمنی‌هایی که نسبت به نعمت الهی و این مسیر الهی ابراز شد. همه این شرور، در پرتو این فلق الهی، یکی پس از دیگری در مسیر زوال قرار گرفتند و این حرکت همچنان ادامه دارد تا نور الهی به کمال ظهور خود برسد.

پس سوره فلق، سوره پناه بردن به پروردگار نور، سوره نزدیک بودن صبح و سوره وعده اشراق کامل زمین است؛ وعده‌ای که از عاشورا آغاز شد، در طول تاریخ امتداد یافت و در ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه به کامل‌ترین مرتبه خود خواهد رسید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha